قبل از ازدواج
پسر: بالاخره موقعش شد. خیلی انتظار کشیدم.
دختر: میخوای از پیشت برم؟
پسر: حتی فکرشم نکن!
دختر: دوسم داری؟
پسر: البته! هر روز بیشتر از دیروز!
دختر: تا حالا بهم خیانت کردی؟
پسر: نه! برای چی میپرسی؟
دختر: منو می بوسی؟
پسر: معلومه! هر موقع که بتونم.
دختر: منو میزنی؟
پسر: دیوونه شدی؟ من همچین آدمیام؟!
دختر: میتونم بهت اعتماد کنم؟!
پسر: بله
دختر: عزیزم!
پس از ازدواج
کاری نداره! از پایین به بالا بخون
برچسب: خیلی قشنگه مست و ملنگه,خیلی قشنگه,خيلي قشنگه,خیلی قشنگه بخونید,خیلی قشنگه بخون,هوشمند عقیلی خیلی قشنگه,زندگی خیلی قشنگه,وارثان خیلی قشنگه,چشمات خیلی قشنگه,تنهایی خیلی قشنگه,
نویسنده: ساناز قاسمی